..

 

وقتی تو نیستی

نه هست‌های ما چونان که بایدند

نه بایدها

..

 

 

..

 

 

یکشنبه 10 آبان

ساعت 16

دانشگاه تهران

دانشکده ادبیات و علوم انسانی

تالار فردوسی

..

 

پنجشنبه 14 آبان

ساعت 19-16

خانه شاعران ایران

خیابان دولت

..

 

 

/ 11 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شیوا

سلام خدایش بیامرزد!

شیوا

می دونی بعد مدت ها اومدم ! اما با یه حس خوبی مواجه شدم ! باید متعجب بشی آخه نوشته های به این غم انگیزی چه طور ممکنه حس خوبی رو تو من زنده کنه !!! خودمم نمی دونم ! خوشحال نیستما فقط خوبم خوب !!! شاید... ... برای اینکه تو هستی و یادم اومد تو رو دارم !...

انفرادی

اینا که نوشتید یعنییی چه؟ منم بازی...

این روزها ...

سر ِ کار بودم! همان جا که یک پنجره سرتاسری داشت ... که تمام دور و اطرافش باغ بود ... که بوی باران میداد ... که ارام و دنج بود شبهاش ... روزنامه می‌آوردند برایمان ... روزنامه را آوردند ... گذاشتند روی میز ... -به پشت- ... برش داشتم ... باورم نمیشد ... میخواستم هر طور شده خودم را به دانشگاه برسانم ... ولی آنجا خیلی دور بود و روزنامه هم اول وقت نیامده بود ... قیصر امین پور! ... یاد آبانی که آنجا گذراندم افتادم و البته یاد آبانی که آنجا ...

ٍٍمستر گاد..!

جمعه...16 آبان ساعت 17:45 دربند...جنب جیگرکی حسن! یه مانتوی کوتاه صورتی تنمه و یه کفش فسفریه ساق دار! .. شنبه 17 آبان ساعت 00:32:24!!!! دانشگاه قزوین!!!

صابر

حواسم اصلاً به ماه ها نبود داشتم به چشم‌هاي تو نگاه مي‌کردم در خواب من آنهمه ماه آمدند و رفتند و سکوت شد. حالا سبز باشم يا سرخ چه فرقي دارد؟ مي‌جوشم و مي‌بالم برمي‌آيم شعر تو ناب مي‌کند شراب را مستي من تمام نمي‌شود

زهرا

نمی دانم اگر لحظه ای بال خوابیده ی این پرنده به پرواز هم نه به خمیازه ای بازشود به هفت آسمان تو بر می خورد ؟

رها

عاشقانه ها عاشقانه نیست بدون این آدم ها ..

میریام

سلام که خاله کپلی من!!