.. THE END

 

خب دیگر..

دوران مرخصی استعلاجی من در این خانه تمام شد.. (حالا بماند که تمام عمرم را در مرخصی هستم به نوعی..)

یک روز به این خانه آمدم تا بنویسم.. شاید کمی متفاوت‌تر، شاید کمی بیشتر، شاید کمی راحت‌تر.. و نوشتم هم.. ولی حالا دیگر حس می‌کنم برای چنین کاری، دیگر نیازی به خانۀ جدید ندارم.. عمر اینجا به یک سال هم نرسید البته؛ اما همین چند ماه اینجا را دوست داشتم و راحت بودم و برایم خوب بود و آدم‌ها و نوشته های خوبی را شناختم و ..

حالا دیگر خیلی چیزها برایم حل شده و روشن است.. و دوست دارم دوباره به خانۀ پنج ساله‌ام برگردم و دیگر هیچ وقت نه ترکش کنم و نه بگذارم گرد و غباری به این سنگینی رویش بنشیند..


و از آنجا که دیگر روزها و عددها و مناسبت‌ها (درست مثل خیلی چیزهای دیگر) برایم معنی و اهمیت خاصی ندارند، همین امشب این کار را می‌کنم.. و اصلاً چه بهانه‌ای بهتر از این باران دیوانۀ پاییزی، مثلاً؟..


 کسانی که این خطوط را در مدت این چند ماه می‌خواندند، اگر دل‌شان خواست و  لطف‌شان برقرار بود، می‌توانند با اندکی تغییر نشانی، باز هم به خواندن این خطوطِ "..." ادامه بدهند.. کسانی هم که دیگر عشق‌شان نکشد، بابت همین مدتی که عشق‌شان کشیده بود، ممنون‌دارشان هستم کلی و از این حرف‌ها..

این خانه با این عمر تقریباً کوتاه‌ش هم بماند برای ثبت در تاریخ!..

 

 

خوب باشید..

..

 

 

 نشانی خانۀ قدیمی و از این به بعد، همیشگی ِ من:

yegane24.persianblog.ir

..

 

 

 

 

 

 

 

/ 7 نظر / 17 بازدید
فرزانه

بله-بله لینکتو تو وبلاگم عوض کردم.

حسنا

بد نبودا حالا!!!! نمی دونم اما من که دوست داشتم دوتا آدرس داشتی! به هر حال! صلاح مملکت خویش خودتون می دونید دیگه[نیشخند] اما این بارو بازیات داره کم کم و نم نم رو نروم میره هاا!؟ یه چیز بگم اگه یه روزی خدای خوب و مهربون بهت دختر داد اسمشو بذار"باران"! خیلی بهت می آد![پلک]

عارف

سلام به کلبه محقر شعرم دعوتین منتظر نقد و نظرات ارزشمندتان هستم یا حق

دختری از تبار مترسک ها

تنها برای اینکه بدانی آمدم دیدمت رفتم نشانه حضور تو دهان باز مردم است دهان باز و چشم باز دلایلش تبسم است دو چشم هیز آسمان تو را رها نمی کند چراکه چشم هیز و هرز خماره یک ترحم است نشانه حضور تو فغان ابر سرکش است که حاصلش برای ما طراوت و ترنم است نشانه حضور تو درخت سبز و میوه است ولی پس از تو هرچه هست صدای جیغ هیزم است نشانه حضور تو سکوت مبهم دل است دلی که از تو پیله شد لقاحش از تجسم است نشانه حضور تو حیای پلکِ دشمنی است که از سر شراب خوش نگاهش از توهم است نشانه حضور تو[گل]

اردشیر بابکان

درود بر شما اگر علاقه دارید من در وبلاگم مطلب کوتاهی درباره ابزار گزینش درست انسان از دیدگاه زرتشت نوشتم لطفا اگر علاقه دارید آن مطلب را بخوانید و دیدگاهتان را بیان کنید. با تشکر از شما دوست عزیز[گل]

ah ah